محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1208

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

حكومت قضاى رقّه داده بود . چون به رى رسيد ، محمّد بن الحسن و كسايى هر دو بيمار شدند و هر دو در يك روز بمردند . بامداد محمّد بن الحسن بمرد و كسايى شبانگاه رحمة الله عليهما ، و گور هر دو به رى است . و چون رشيد از عقبهء حلوان برآمد به كرمانشاهان خطبه كرد سپاه را و ديگر باره بيعت مأمون كرد ، و مأمون را از كرمانشاهان از پيش به خراسان فرستاد و فضل بن سهل را وزير او كرد و او را گفت به مرو بنشين ، و هرثمه را از مرو بفرست تا از آب جيحون بگذرد و با رافع حرب كند . و مامون به مرو شد و هرثمه را بفرستاد . و رشيد به رى آمد و از رى به قومش شد و از آنجا به گرگان ، و آنجا بهتر شد . و چون علىّ بن عيسى را بياوردند با خواسته ها از درم و دينار و زرينه و سيمينه ، هشتاد بار هزار هزار درم بود ، و جامه ها و ديباها كه اندر خزينه اش بود هزار و پانصد اشتروار بود . و رشيد على را با بند به بغداد فرستاد و محمّد را فرمود تا باز داردش . و چون رشيد بمرد ، محمّد او را بيرون كرد . پس رشيد را آن بيمارى به گرگان زيادت شد . او را گفتند از اين همه هواها هواى قومش تن درستتر است . رشيد از گرگان برفت ماه صفر به سال صد و نود و سه و به طوس شد و به طوس اندر بمرد . و گورش به طوس است . و ميان [ جبريل بن ] بختيشوع و منكه خلاف افتاد به دارويى كه رشيد را بدادند ، و غلط بود . و رشيد آن شب كه بمرد خواست كه [ جبريل بن ] بختيشوع را بكشد . گفت : يا امير المؤمنين ، مرا زمان ده ، اگر فردا بهتر نشوى مرا بكش . منكه آنجا ايستاده بود . بيرون آمد و بخنديد و گفت : [ جبريل ابن ] بختيشوع اين ملك را بفريفت ، اين ملك خود امشب بميرد . چگونه كشد فردا او را ! همچنان بود . و رشيد آن شب كه بمرد منكه به بلخ رفت و از آنجا به سوى ملك هند رفت . خبر وفات هارون الرّشيد و مدّت ملكش و مدّت عمرش چون رشيد از گرگان برفت ، هرثمه از جيحون بگذشت و به در بخارا شد ، برادر رافع ، بشير بن اللَّيث با او [ 341 a ] حرب كرد ، و هرثمه سپاه بشير را هزيمت كرد و